شمارهٔ ۲۴۳ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز مهرم خوب تر آن مهر مهوش
از آن زر خوشترم این سیم بی غش
مرا مگذار با این مایه تردید
مرا مپسند در چندین کشاکش
مده خاکم به باد از خشم و خواری
بزن از رحمتم آبی برآتش
دمی سیرابم آر از لعل خوشاب
گهی سرمستم آر از چشم سرخوش
به خاک افکنده چندین صید و صیاد
هنوزش تیرها قایم به ترکش
پریشان تر شود زلفت که چون خویش
مرا پیوسته می دارد مشوش
هم از طیبش مرا بادامه در پاش
هم از تابش مرا رخساره زرپش
ترا برکتف و کش خوش رام و آرام
مرا چون مار خشمین سخت و سرکش
منت کافی ز عشاق وفا کیش
ترا تنها صفایی بس جفا کش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد و از تفاوتهای آن با زیباییهای دیگر سخن میگوید. او از بیثباتی و تردید در عشق خود گلایه میکند و از طرفی از خشم و ذلت بیزاری میجوید. شاعر به دنبال آرامش و تسکین است و از معشوق میخواهد که بر آتش درونش آب بریزد. او به تضاد میان احساسات خود و وضعیت عاطفیاش اشاره میکند و میگوید که زیبایی معشوقش او را پریشان کرده، در حالی که احساس خشم و تلاطم در درونش وجود دارد. در نهایت، او به یادآوری وفای عشاق و جفاهای موجود در عشق میپردازد و از قضاوتهای سخت و سرکش خود میگوید.