نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۴ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

لبی زان لعل جان پرور کشیدن

به از صد جامم از کوثر کشیدن

مرا با نشأه این لعل نوشین

نشاید منت از شکر کشیدن

فزون از هر شرابم سر خوشی خاست

می از جام تو سیمین برکشیدن

بنازم صنع استادی که آموخت

به ابروی تو این خنجر کشیدن

ترا هرگز بدین حسن خداداد

نزیبد منت از زیور کشیدن

مرا هم نیز با این اشک و سیما

چرا منت ز سیم و زر کشیدن

به یک ره خون به خاکم ریز تاکی

توان خجلت ز چشم تر کشیدن

برو صوفی که بهر فسق پیدا

از این دلق ریا برسر کشیدن

مرا کآمد شبان فرقتت پیش

نباید عقبه ی محشر کشیدن

صفایی را که شادی در غم تست

چرا رنج از ره ی دیگر کشیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و از لذت و شوری که در نزدیکی او احساس می‌کند، سخن می‌گوید. او بر اهمیت عشق واقعی و بدون ذره‌ای تظاهر تأکید دارد و می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین شادی و سرور ناشی از عشق واقعی شود. شاعر از حسرت و غم جدایی و دشواری‌هایی که برای رسیدن به معشوق تجربه می‌کند، نیز شکوه دارد. او در نهایت به صوفیانی که به ریاکاری مشغول‌اند، انتقاد می‌کند و بر اهمیت خلوص در عشق تأکید می‌نماید.