نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۶ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زیانت خود چه بود از مهربانی

که کردی با سبک روحان گرانی

به سختی های هجرانت نمودم

ولی می میرم از این سخت جانی

ترا تا دامن از دستم رها شد

نگستردم بساط کامرانی

ز خاکم بوی غم خواهی شنیدن

چو من رحلت کنم زین دار فانی

مرا از دیگران افزون بزن زخم

که در حشرم شناسی زین نشانی

چو سگ های سر کوی تو ای کاش

مرا بودی مقام پاسبانی

ترحم کن بر این پیر گرفتار

که یا رب کام یابی از جوانی

به سودای غمت شادم ولی باز

غمم حاصل بود زین شادمانی

چه خسروها که فرهاد توگشتند

به شور حسنت ای شیرین ثانی

صفایی کردی از عشقش تبرا

مرا انداختی در بدگمانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد و رنجی که ناشی از عشق و جدایی است، سخن می‌گوید. او به مهربانی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید با وجود محبت‌هایش، هنوز تحت تاثیر سختی‌های جدایی قرار دارد. شاعر از احساس تنهایی و غم ناشی از فقدان معشوق ناراحت است و می‌خواهد حتی در عالم پس از مرگ، نشانه‌ای از عشق او داشته باشد. او خود را به «سگی» تشبیه می‌کند که به دنبال معشوقش است و از پیر شدن و گرفتار بودنش نگران است. در پایان، شاعر به سختی‌های عشق اشاره می‌کند و به نوعی دارایی از شادی و غم را به تصویر می‌کشد که همزمان در دلش وجود دارند.