شمارهٔ ۵۷ صفایی جندقی
صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ترا تا ساقی مجلس رقیب است
از آن مینا مرا حسرت نصیب است
به هجران منعم از افغان مفرمای
که کمتر درد ما بیش از شکیب است
خدا را با که گویم وز که جویم
خود آن درمان دردی کز طبیب است
نگنجد در بیان احوال مشتاق
که این معنی فزون از صد کتیب است
به امید وصالت در جدایی
ز من چندین شکیبایی عجیب است
به جادوی تو مفتونم که تن ها
زنخدان تو صد بابل فریب است
ز هفت اقلیم هر هفتت ستد باج
ترا کآن زلف و مژگان توپ و تیب است
بنازم لطف لیمویت که در بوی
به از صد بوستان نارنج و سیب است
حدیث حسن خویش از من چه پرسی
که اوصاف تو بیرون از حسیب است
زگل او شکوه دارد و ز تو من شکر
تفاوت ها مرا با عندلیب است
صفایی را جفا مپسند هرچند
وفا در ملک مهرویان غریب است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس عشق و longing (شوق و دلتنگی) سروده شده است. شاعر به توصیف مشکلاتی که در جدایی از محبوبش دارد میپردازد و از رنجی که عشق و دوری به او میدهد سخن میگوید. او از زیباییها و ویژگیهای محبوبش سخن میگوید و تأثیر جادویی او را بر خود احساس میکند. همچنین شاعر به تضاد میان درد و شکیبایی اشاره دارد و بیان میکند که بیان عشقش فراتر از کلمات است. در نهایت، او از زیباییهای محبوب و تاثیر آن بر زندگیاش میگوید و به وفاداری و صفایی که میطلبد، اشاره میکند.