نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

سرخوشم با لبت که نوشین است

ای دریغ از دلت که سنگین است

در میان نیست و ز بیان پیداست

این میان نیست نون تنوین است

تیغ ابروی و نافه گیسویت

دشت قبچاق و رسته ی چین است

سر زلفت به سرقت دل و دین

مو به مو مظهر شیاطین است

در شبستان گشایی ار بر و روی

چمن اندر چمن ریاحین است

راغ ها تاب سنبل و سوری

باغ ها داغ نخل و نسرین است

بنشین پیش سرو کاین رفتار

رشک آن شور چشم خودبین است

جز ز تأثیر لعل و کام تو نیست

که کلامم لطیف و شیرین است

من دیوانه چون به چنگ آرم

لعبتی را که عقل کابین است

تو صفایی کجا و دعوی عشق

پشه را کی مقام شاهین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساس شادی و سرخوشی ناشی از زیبایی معشوق صحبت می‌کند، در حالی که در دلش اندوهی نهفته است. او با استفاده از تصاویری از طبیعت، زیبایی‌های ظاهر معشوق را توصیف می‌کند، مانند ابرو و گیسوانش. شاعر اشاره می‌کند که عشق او به معشوق به حدی عمیق است که کلامش نیز تحت تأثیر این عشق لطیف و شیرین شده است. در نهایت، او به تضاد میان مقام معشوق و خود اشاره دارد و از حسرت و ناتوانی خود در مقابل زیبایی و شکوه معشوق می‌گوید.