نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ صفایی جندقی

صفایی جندقی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زاهد مرا که بی می و شاهد حضور نیست

تکلیف توبه چیست اگر حکم زور نیست

من نفی رنج را به ضرورت خورم شراب

در نهی بالضروره نزاعی ضرور نیست

کوثر بود از آن تو ساغر از آن من

و ز سهم خود نفور کس الا کفور نیست

روزی مبرده رشک به عیش مدام ما

می خوشگوارتر ز شراب طهور نیست

ما می کشیم ساغر و داریم اعتراف

و آن باده نیز قسمت اهل غرور نیست

یا رب بود که باز کرامت کنی به ما

وین مکرمت زخلق کریم تو دور نیست

بخشی به رغم مفتیم آرامگه ارم

هر چند بنده درخور حور و قصور نیست

با پیل برزنم اگر آید نوید عفو

اما در انتقام توام تاب مور نیست

با صد جهان گناه صفایی به فضل دوست

با کم ز طول برزخ و عرض نشور نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دغدغه‌های زاهد و عابد و سوالاتی در مورد توبه و گناه می‌پردازد. شاعر در آن به تمسخر زهد و دینداری بدون عشق و شکر می‌پردازد و می‌گوید که اگر می و معشوقی نیست، توبه چه معنا دارد. او با بیان اینکه رنج را به ضرورت می‌نوشد، سعی دارد نشان دهد که لذت‌های دنیا بر رنج‌ها غلبه دارند. شاعر همچنین به تقسیم نعمت‌ها و شکرگزاری از خدا پرداخته و در نهایت به اینکه با وجود گناهان، امید به عفو و کرامت الهی دارد، اشاره می‌کند. در کل، این شعر به مسأله عشق، گناه، و رابطه انسان با خدا می‌پردازد.