بند ۱۱۱ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون تن به خاک مقتلش از پشت زین رسید
وجه خدا ز روی رضا بر زمین رسید
غلطید از اسب راکع و حمد خدای گفت
در سجده اوفتاد و به خاکش جبین رسید
روح الامین ز اشک به فرقش فشاند آب
فریادش از عطش چو به عرش برین رسید
از امت اجر زحمت یاسین اگر نبود
این ظلم ها چرا به امام مبین رسید
شد با اجل دچار چو در دست بوالحنوق
تیری سه شعبه به دل از شست کین رسید
از چوب و سنگ و اسلحه ی دیگرش مپرس
ز آن زخم ها که بر بدن نازنین رسید
بی خود یهود و گبر و نصاری گریستند
زین مایه وهن ها که به ارباب دین رسید
ننهاد هرکه بر دل و جان داغ ماتمت
جاوید بی نصیب شد از شادی غمت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار حاوی مرثیهای برای امام حسین (ع) در واقعه عاشورا هستند. شاعر توصیف میکند که چگونه امام حسین پس از رسیدن به میدان جنگ به خاک افتاده و برای خداوند سجده میکند. او به شدت از عطش رنج میبرد و اشک فرشته وحی بر سر او میریزد. شاعر اشاره میکند که ظلم و ستمهایی که بر امام و یارانش رفته، ناشی از بیوفایی امت است. در نهایت، شاعر احساس اندوه و ماتم عمیق نسبت به شهادت امام حسین را متذکر شده و بیان میکند که کسی که در دل خود داغ ماتم او را ننهد، از شادی و خوشی بیبهره خواهد ماند.