بند ۷۹ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ازکید خیل کفر خداوند دین دریغ
در خاک و خون طپید به میدان کین دریغ
جم از وفا به صفحه ی خاکش مکان فسوس
دیو از دغا به سینه ی چاکش مکین دریغ
صدری که روح در صف بزمش گزید جای
شد رمح و تیغ در تن وی جاگزین دریغ
قطبی که عرش سایه و او شاخص اوفتاد
یکسان به خاک سایه صفت بر زمین دریغ
قلبی که خون فاطمه اش داد پرورش
در حربگه به خاک سیه شد عجین دریغ
در مقتل آخرین نفسش نیز کس نشد
الا سنان به پهلوی وی همنشین دریغ
تا صف ز صدر مورث تنظیم شرع و کون
غلطید غرق خون به صف از صدر زین دریغ
از حالت رکوع به زانو درآمد آه
بر هیأت سجود به خاکش عجین دریغ
شاهی که فرش بارگهش عرش کبریاست
از جنبش فلک نگرش خاک شین دریغ
آبش به حلق سوخته آخر نریخت کس
جز از دم سیوف دم واپسین دریغ
مغلوب شرک آمده توحید و برده دست
اصحاب ظن و وهم بر اهل یقین دریغ
از رای سست و سختی روی آل حرب بست
زنجیر کین به بازوی حبل المتین دریغ
طول زمان و طی لسان فرض بایدم
اما نه آن به چنگ و نه در کامم این دریغ
بس عاجزم ز شرح مصیبات کربلا
از گفت ناتمام خودم شرمگین دریغ
در ماتم تو هر چه سرایم کم است باز
صد همچو این سفینه نمی ز آن یم است باز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مصیبتهای عاشورا و جانفشانیهای امام حسین (ع) در کربلا میپردازد. شاعر با زبانی عاطفی و پر از درد، از فقدان و مظلومیت امام حسین و همراهانش سخن میگوید. او به تضادهایی همچون وفا و خیانت، قدرت و ضعف، و حق و باطل اشاره میکند. همچنین، با تأکید بر فضایل و مقام بلند امام حسین، او را به عنوان نماد مقاومت در برابر ظلم و کفر معرفی میکند. شاعر با ابراز ناتوانی در وصف کامل مصیبتهای کربلا و بیان این که هر چه بگوید باز هم کم است، بر عمق غم و درد این فاجعه تأکید میورزد.