بند ۸۱ صفایی جندقی
صفایی جندقی / ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جسمی که جامه زیبدش از یاسمن دریغ
در خاک و خون فتاده چو گل بی کفن دریغ
جای سیه به سوگ جوانان خویش دوخت
ثوب گلی ز خون گلو بر بدن دریغ
نوشین لبان نورس ناکام نینوا
مشکین خطان گل رخ سیمین ذقن دریغ
خفتند خشک لب همه بر خاک و خونشان
تر کرد لاله و خس ربع و دمن دریغ
در نینوا به نصرت دین نبی نبود
افواج ناصری سپه صف شکن دریغ
بودی اگر به ماریه نگذاشتی به جای
این تیپ یک تن از همه آن تیغ زن دریغ
قمری خموش در قفس از بوم شوم وای
گرم نوا به شاخ امانی زغن دریغ
در بنگه غمت همه عمرم گذشت و گشت
حرمان و حسره حاصل بیت الحزن دریغ
شرح رزیت تو رقم کردمی تمام
بیرون نبود اگر ز حدود سخن دریغ
اینک عقیق و لعل تو شد خاک سود و باز
نام از بدخش مانده و یاد از یمن دریغ
کودست ورنه جامه ی جان کردمی قبا
نز سینه حیفم آید و نز پیرهن دریغ
اهل حرم اسیر حرامی زبون و زار
رسوای خاص و عام به هر انجمن دریغ
امت نگر که آل رسول کریم را
بستند جای رسته به بازو رسن دریغ
با قصد قربت ایل علی را به عمد ساخت
از پور و دخت سخره هر مرد و زن دریغ
مردان بی حمیت و نسوان بی حجاب
این بودشان معامله با آل بوتراب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مرثیهای درباره وقایع عاشورا و مصائب اهل بیت پیامبر اسلام میپردازد. شاعر با زبان احساساتی و تصویری، به توصیف حال و روز ائمه، بهویژه امام حسین و اصحابش در کربلا میپردازد. او به عزا و غم از دست دادن جوانان و شهدای کربلا اشاره میکند و با ذکر زیباییهای آنها همچون لبان نورس و گلبرگها، حسرت و اندوه عمیقش را بیان میکند. شعر از بیرحمی دشمنان و ستمی که بر اهل بیت رفته، انتقاد میکند و وضعیّت اسفبار آنها و رسواییهایی که بر آنها رفته را به تصویر میکشد. در نهایت، شاعر با بکار بردن تصاویری از خاک و غم، به فقدان و حسرت از دست دادن بزرگواران آل علی اشاره میکند و وضعیت کنونی امت اسلامی را مورد انتقاد قرار میدهد.