نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۹ - الرداء والردی صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ردا بر عبد خوش زیبنده باشد

ظهور وصف حق بر بنده باشد

ردی شد آن ردا را در مقابل

بود اظهار وصف حق بباطل

از آن اهل تکبر ار بقرآن

بغیر حق بوصف آورد یزدان

دگر فرمود: از آرم عظمت آمد

ردایم کبریا و عزت آمد

منازع هر که شد در ایندو، پوستش

کنم وانگه بهم خواهم شکستش

که هر کس داند این برکس روانیست

سزاوار تکبر جز خدا نیست

هر آنوصفی که مخصوص اله است

هر آن بندد بخود خوار و تباه است

غنا و قدرت و علم و تکبر

و زاینسان هر چه آید در تصور

هر آن برخود دهد نسبت هلاک است

حق از اوصاف خلقی جمله پاک است

تو مخلوقی و وصفت عجز و خواریست

فنا و انکسار وضعف و زاریست

رها کبر و ریا بر کبریا کن

خود اندر کبریای او فنا کن

که آثار جلال و کبریایش

شود اندر تو پیدا با رضایش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به تبیین مفهوم تکبر و ویژگی‌های خاص خداوند می‌پردازد. در آن آمده است که تنها خداوند سزاوار عظمت و کبریاست و هر کس که به این ویژگی‌ها تاکید کند، در واقع به سوی هلاکت می‌رود. بیان شده که انسان‌ها دارای صفات ضعفی چون عجز و خواری هستند و نباید به خود تکبر ورزند. نویسنده به خواننده توصیه می‌کند که کبر و ریا را کنار بگذارد و خود را در بزرگی خداوند گم کند تا آثار جلال و کبریای او در وجودش نمایان شود. در نهایت، تاکید بر این است که صفات الهی باید تنها مختص خداوند باشد و انسان‌ها باید به تواضع بپذیرند.