نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۵ - الرتق صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز رتق آرم تو را شرحی بتمثال

بود او ز اصل وحدانیت اجمال

بغیر از ماده مقصود از اصل

مرا نبود اگر دانی تو این فصل

مسمی اوست بر عنصر هم اعظم

که بد مرتوق قبل از خالق عالم

شد از بعد ظهور کل مخلوق

خود آنمرتوق مطلق جمله مفتوق

تعینها عیان گشت آنچه لایق

بد اندر ذات مکنون الحقایق

مراد از رتق اجمال نبات است

که قبل از غرس مکنون در نواه است

دگر هر غیبتی و هر بطونی

از آن تعبیر باشد یا کمونی

احدیت توان زو کرد تاویل

که پس در واحدیت یافت تفصیل

ز شأن واحدیت پس در آیات

عیان شد خلقت ارض و سماوات

غرض رتق است آن اصلی هر شی‌ء

عیان زو گشت و مکنون بود دروی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم رتق و آفرینش می‌پردازد. رتق به عنوان جنبه‌ای از آفرینش معرفی می‌شود که از اصل وحدانیت نشأت می‌گیرد. بیان می‌کند که پیش از ظهور مخلوقات، وجودی به نام «مرتوق» بوده که به نوعی در ارتباط با خالق عالم است. این مرتوق، به‌عنوان اصل، ماهیت‌هایی را که در ذات حقایق نهفته‌اند، عیان می‌سازد. در این راستا، به مفهوم وحدت و تشخص در آفرینش اشاره می‌شود و خلقت آسمان‌ها و زمین به‌عنوان نتیجه ظهور آن اصل واحد به تصویر کشیده می‌شود. بنابراین، رتق به عنوان بنیادی برای درک هر شیء و پدیده‌ای دیده می‌شود.