نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳۸ - سرالتجلی صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

یکی از بهرت تسکین و تسلی

ترا سازم بیان سر تجلی

چو خورشید وجودت بی‌ز فی شد

شهود کل شیئی در کل شیی شد

خود این در کشف قلبی آن تجلی است

که جمعیت احد را بین اسمی است

تو را اول تجلی شد چو مکشوف

باسماء جمله هر اسمیست موصوف

چو باشد اتحاد جمله بر ذات

شد آن ذات‌الاحد جامع در اسمات

تمیزش بر تعینهاست میدان

که ظاهر شد بصورتها در اکوان

پس اریابی در اسماء سر ویرا

ز کل شی‌ء بینی کل شیی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف تجلیات الهی و ارتباط آن با موجودات می‌پردازد. شاعر بر آن است که وجود انسان، مانند خورشید، به تجلیات الهی پایان‌ناپذیر دست یافته است. این تجلیات در قالب اسم‌ها و صفات الهی ظاهر می‌شوند و تجلیات متعدد در اساس یک وحدت نهفته‌اند. در این حال، هر موجود به نوعی بازتابی از این تجلیات در جهان است. به عبارت دیگر، همه چیز در این جهان به یک ذات واحد مرتبط است و شناخت اسم‌ها و صفات الهی، درک عمیق‌تری از معانی و موجودات را به ما ارائه می‌دهد.