نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵۵ - شهود المجمل ‌ فی المفصل صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

و گر بینی احد در کثرت اول

شهود مجمل است آن در مفصل

که در هر ذره بینی آفتابی

نهان دریای وحدت در حبابی

در این رؤیت خدا بین در اموری

دو عالم بینی اندر بال موری

در اینجا جای حرف و گفتگو نیست

مقام اعراض از ما باو نیست

در اینجا بسته شد بی‌مدعائی

دهان اولیا از هر دعائی

خود این گردد در آن رؤیت مدلل

که بینی مجملی را در مفصل

کلام اهل معنی را نکو فهم

هر آن تحقیق اندر جای او فهم

بجای خود بیانها جمله خوش شد

تو بیجا دیدی ار رؤیت ترش شد

اگر فهمی، نباشد انقباضت

نماند جای حرف و اعتراضت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان نکته‌ای عمیق درباره شناخت و درک خداوند می‌پردازد. در آغاز، اشاره می‌شود که در میان کثرت‌ها، وجود واحد خداوند را می‌توان با چشم بصیرت دید. در هر ذره‌ای از عالم، تجلی دینی وجود دارد که به نوعی نشان‌دهنده‌ی وحدت خداوند است. در این حالت، بیننده به مشاهده دو عالم می‌پردازد و به مقام والای درک و شناخت می‌رسد که فراتر از بحث و جدل‌های گفتاری است. در این مقام، سخن و دعا از اولیا بی‌معنا می‌شود زیرا حقایق به وضوح دیده می‌شوند. در نهایت، اشاره می‌شود که اگر کسی درک درستی از این امور داشته باشد، نمی‌تواند به بی‌فهمی و اعتراض ادامه دهد، زیرا در اینجا حقایق به روشنی آشکارند و هر کس درک نکند، دچار اشتباه شده است.