نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲۴ - عبدالرزق صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ولیی عبد رزاقش بود نام

که از حق یافت رزقش وسعتی تام

کند پس بر عبادالله ایثار

برزق خویش و دارد شکر ازینکار

اگر خواهد دهد از نیم نانی

بعمری رزق بر خلق جهانی

شوند ار خلق یکجا مهیمانش

نیاید هیچ کم از سفره نانش

از آن رزق مبارک کش خداداد

بایثار او بکل ماسوا داد

کسی کو یبسط الرزقش نصیب است

بفیض من یشاالله قریب است

حق از خیرش جهانرا کرد آباد

برزق خلق بسط از خیر او داد

دهد رزاق مطلق بر خلایق

هر آن رزقی که در حالیست لایق

بود رزق بدن ماکول و ملبوس

دگر هم رزق حس ادراک محسوس

بود رزق خیال ادراک عالی

بر اشباح و صورهای خیالی

خود آن از ماده باشد مجرد

بمعنی دون مقدار اینست در حد

بتحقیق محقق رزق و هم است

معانیی که جزئی نزد فهم است

دگر هم رزق عقل است ار که دانی

علوم حقه و آن کلی معانی

بود پس واسطه کل عبد رازق

رسد هر رزق از وی بر خلایق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

عبد رزاق، که نامش ولیی بود، از حق نعمت زیادی یافته و به بندگان خدا ایثار می‌کند. او با سخاوتش شکرگزاری نموده و اگر بخواهد، حتی نیم نان خود را به دیگران می‌دهد که در نتیجه‌اش، رزقش برای خلق بسیار زیاد می‌شود. دعوت به مهمانی از طرف او هیچ کمبودی از سفره‌اش ایجاد نمی‌کند. او با یاری از خداوند به انسان‌ها رزق خود را گسترانیده و با سخاوتش جهان را آباد کرده است. رزق شامل نیازهای مادی مثل غذا و لباس است، همچنین حس‌های ادراکی و تخیلات عالی نیز از دیگر انواع رزق محسوب می‌شوند. این رزق‌ها همه از وجود او نشأت می‌گیرند و در حقیقت، هر کدام معنایی خاص دارند. در نهایت، عبد رزاق واسطه‌ای است که رزق بر دیگران می‌رسد.