نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۵۲ - عبدالحکیم صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود عبدالحکیم آن کوست بینا

بموقعهای حکمت اندر اشیاء

موفق او بتوفیق سداد است

بقول و فعل کز حقش نهاد است

نبیند او خلل در شیئی الا

کند مسدودش ار دارد تقاضا

نبیند هم فسادی در مقامی

که نارد بهر اصلاحش قیامی

نبیند هیچ نامعمور جائی

که ننهد بر تعمیرش بنائی

نگردد مشتبه قصدم ز ویران

نه آن باشد که می‌فهمند خلقان

بود مقصودم از ویرانه حالی

که اندر نظم تام آید خلالی

معانی را بجای خود نکو فهم

ز مو باریکتر شو مو بمو فهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی فردی به نام عبدالحکیم است که درک عمیقی از حقایق و حکمت‌های موجود در اشیاء دارد. او با توفیق و موفقیتی که از الهی دارد، هیچ چیز را دچار نقص نمی‌بیند و تنها در صورت نیاز به اصلاح، به اقدام می‌پردازد. او قدرت تحلیل دقیقی دارد و هیچ جایی را بی‌فایده نمی‌بیند، بلکه به تعمیر و ساختن آن می‌پردازد. معنای ویرانی از نظر او، وجود نواقصی است که باید برطرف شوند تا نظم به وجود آید. او به درک درست معانی اهمیت می‌دهد و سعی می‌کند که دقیق و جزئی نگر باشد.