بخش ۲۷۴ - عبدالصمد صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بود عبدالصمد بیاشتباهی
خلایق را همه قصد و پناهی
صمد زیرا که بر معنای قصد است
جناب رفعتش مأوای قصد است
بود بالطبع هر جنبنده معتاد
که در وقت بلیاتش کند یاد
بهر حاجت هر آن عبد از نیازی
بیاد آرد که دارد کار سازی
بیاد آرد که هستش مستعانی
که نبود منفک از وی نیم آنی
بعین آنکه او را نیست جائی
نباشد خالی از وی ماسوائی
بعین آنکه ناید در تصور
بود هر ذرهئی از هستیش پر
ابا آنکه نشانی نیست از وی
توز و گوئی مکه مملو است هر شیی
چنان نادیدهاش خوانی دمادم
که پنداری بود او کل عالم
صمد پس سید و قصد و پناهست
دگر لاجوف له بیاشتباه است
بود یعنی بسیط او در حقیقت
نه کز جوع و عطش شیئیست مصمت
نباشد طفره در بود و دوامش
در اوصاف کمالی دان تمامش
نباشد سلب زو خیر و کمالی
نه هم شبه و نظیرش در خصالی
نه چون ممکن که او را جوف وجوعست
باو هر نقص و فقدانی رجوع است
صمد در هر کمالی اوست کامل
مقدس از مخالف و از مقابل
کسی کاو را دلیل معرفت کرد
تجلی بروی این اسم و صفت کرد
مگر عبدالصمد خوانند قومش
بیکسانست بیداری و نومش
نماید حق باو دفع بلیات
ز امدادش شود ایصال خیرات
شفیع او بهر اعطا ثوابست
معین خلق در رفع عذابست
به بیند حق ز چشم او دمادم
بعنوان روببیت به عالم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر درباره مفهوم "عبدالصمد" است که به معنای پناه و هدفی است که همه مخلوقات به سوی او میروند. شاعر اشاره میکند که هر موجودی در مواقع سختی و نیاز به یاد او میافتد، زیرا او همیشه در دسترس است و هیچ چیز نمیتواند از او جدا شود. "صمد" به معنای وجود بینهایت و کامل است که از هر گونه نواقص و کمبود دور است. در واقع، او نسبت به هر نقصی بینیاز و در اوج کمال است. این مفهوم بر این تأکید دارد که "عبدصمد" نه تنها پناهگاهی برای مخلوقات است بلکه در حل مشکلات و بلایای زندگی نیز یاریدهنده است. در نهایت، اشارهای به اهمیت شناخت و معرفت "عبدالصمد" میشود که در ارتباط با او، مدد و خیرات به مخلوقات برمیگردد.