نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷۵ - عبدالقادر صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز عبدالقادر ار خواهی شد آگاه

خود او شاهد بود بر قدرت الله

الا در کل مقدورات صادر

کند بروی تجلی اسم قادر

بدان پس صورت دست الهش

که گیرد باوی و دارد نگاهش

نباشد لطف او را امتناعی

بود ز و هر عطا و انتزاعی

عیانش وجه تأثیر مؤثر

شود بر کل بتقدیر مقدر

هم ایصال مدد کورا دوام است

بمعدوم از وجود کل که تام است

رسد امداد هستی هر دم از وی

بمعد و مات اعیانی پیاپی

مع‌الکونی که معدم الذواتند

بمعدومیت خود بر ثباتند

به بیند نفس خود معدم بالذات

چنان کاندر عدم بد ذات ذرات

بعین آنکه در اشیاء مؤثر

بود با قدرت حق بی‌مغایر

بعین آنکه دارد قدرت از حق

در آنقدرت بود معدم مطلق

ز حق باشد به قدرت گرچه معلوم

نه بیند ذات خود را جز که معدوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به قدرت و عظمت خداوند اشاره شده است. خداوند همه چیز را ایجاد می‌کند و در هر موجودی تجلی دارد. لطف و رحمت او هیچ‌گاه از بندگانش دور نمی‌شود و او به همه موجودات، کمک و امداد می‌رساند. همچنین به تناقض عدم و وجود پرداخته شده و بیان شده که موجودات در عین حال که وجود دارند، به نوعی در عدم نیز قرار دارند. این کار خداوند با قدرت و حکمت او به طور کامل هماهنگ است و هیچ‌گاه موجودات نمی‌توانند ذات خود را به جز در چارچوب عدم ببینند. در نهایت، به ارتباط تنگاتنگ بین قدرت خدا و موجودات اشاره شده و بر عدم جدایی بین آن‌ها تأکید شده است.