بخش ۲۸۴ - عبدالمتعال صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
متعال است آن اسمی که هر جا
ترقی ز اوست از ادنی ببالا
ز اشیاء هر چه را باید ز پستی
دهد رفعت با علی ذات هستی
مهیای علو باشد بهر قسم
علو و اعتلای اوست زین اسم
هر آنکس عبد او شد در تعلق
که این معنی در او یابد تحقق
توقف نیست او را در مقامی
بود اندر علوش اهتمامی
شود حاصل مرا او را هر کمالی
بود باهمت او پست حالی
نشد و اصل مقام و منظری را
که نارد در نظر عالی تری را
بود اندر شهودش اعتلائی
که قانع نیست بر حدی و جائی
رسد از طی منزلها بمقصد
بآنجایی که شیئی نیست موجود
بآنجایی که اصلا طی جا وحدنیست
بغیر از هستی ذاتالاحد نیست
چنان داند که این اول مقام است
هزاران پله باقی تا ببام است
ورا در پله اول بود پا
کجا تا پلهها بردارد از جا
غرض جائی نگیرد هیچ آرام
نباشد هیچ بر آغازش انجام
از آن بر رب زدنی شد مخاطب
نبی کو را تحیر بود غالب
دلیلست اینکه هستی بیتناهیست
چو هست بنده شد هستی شاهی است
نباشد هستی حق را نهایت
نه اول هست بودش را نه غایت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره مفهوم "علو" و "عظمت" الهی و رابطه انسان با آن است. شاعر بیان میکند که نام متعالی خداوند در هر جهتی که تعالی و ترقی وجود دارد، حضور دارد. همه اشیاء از پستی به بلندی میرسند و برای انسانهایی که به رب و خداوند تعلق دارند، ویژگیهای علو و کمال قابل تحقق است. انسانی که عبد خدا باشد، در علو و دانش او تلاش دارد و هیچگاه در یک مقام ثابت نمیماند. او به سمت درجات بالاتری حرکت میکند و با شهود الهی و درک علو، به معرفت بیشتری دست مییابد. این مسیر بیپایان است و انسان در هر مرحله باید تلاش کند. سرانجام، وجود بینهایت خداوند را تنها میتوان در درک و عبادت او پیدا کرد، چرا که او نه آغاز دارد و نه انجام.