نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۸۸ - عبدالعفو صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود عبدالعفوت در جنایات

همانا واسطه کل خطیئات

نبیند هیچ در جائی جنایت

مگر او را کند عفو از عنایت

چنین دیدم که در ایام سابق

ز دنیا رفت مردی ناموافق

چو سنجیدند اعمالش ز هر سو

تهی بد نامه‌اش ز اعمال نیکو

جز این کو بود مردی بامیاسر

بسی می‌کرد عفو از کل معسر

غلامانرا سپردی بی زدستان

که بنمایند عفو از تنگدستان

ملایک را خطاب آمد ز خالق

که من اولی بعفوم از خلایق

من از وی کرده بودم عفوز آن پیش

که عفو از وی شود صادر بدرویش

نمودم عفو و از بهر نجاتش

بدل کرد بخوبی سیئاتش

گذشت او کرد از چون خود گدائی

زوی چون نگذرد کامل غنائی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم عفو و بخشش می‌پردازد و بیان می‌کند که شخصی به نام عبدالعفوت به واسطه جنایاتی که در گذشته انجام داده، در آستانه داوری قرار می‌گیرد. او در زمان‌های گذشته کسی بوده که فقط اعمال نیکو انجام نداده و بیشتر به عفو و بخشش از دیگران پرداخته است. به همین خاطر ملائکه متوجه می‌شوند و از خداوند فرمان می‌گیرند که عفو و بخشش از جانب او آغاز شود. خداوند در نهایت تصمیم به بخشش عبدالعفوت می‌گیرد، اگرچه که او در زندگی خود دچار اشتباهاتی بوده است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عفو و رحمت الهی می‌تواند حتی شامل کسانی شود که در گذشته کارهای ناپسندی انجام داده‌اند، به شرطی که توبه کنند و نیکوکار شوند.