بخش ۳۰۰ - عبدالباقی صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بعبدالباقی آن سلطان ایجاد
بقای ذات خود را سازد اشهاد
مگر بعد از فنای کل اشیاء
که حاصل گشت در سیرش بیکجا
حق او را بر بقای خویش باقی
نماید بیقدح هم مست ساقی
پرستد تا که حق را در مقامی
که از معبود و عابد نیست نامی
نماید چون تجلی وجه باقی
یکی گردد شراب و جام و ساقی
چو در جمعش شد اشیاء جمله هالک
شود مصداق یبقی وجه ربک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به بررسی مفهوم بقا و فنا در عالم وجود میپردازند. شاعر به این نکته اشاره میکند که فقط حق (خداوند) باقی است و همه اشیاء در نهایت فنا میشوند. در این فرآیند، حق است که باقی میماند و از طریق تجلی خود، همه چیز را به متحدی تبدیل میکند که در آن معبود و عابد دیگر معنا ندارد. در نهایت، همه چیز به حق برمیگردد و تنها وجه اوست که باقی میماند.