بخش ۲۹۶ - عبدالمانع صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو عبدالمانع آنرا دان بواقع
که دارد باز حقش از موانع
«عسی آن تکر هواخیر لکم» را
بیابد وجه و بنهد اشتلم را
بیابد وجه آنرا کز چه حاصل
نشد شیئی که بر وی بود مایل
دهد حق «ان تحبوا» را بسیرش
که آنچیزی که خواهد نیست خیرش
اگر یابی که از چیزی شوی پست
دهندت گر که هم اندازی از دست
و گردانی که از بهر تو سود است
شوی خواهانش ار چه بد نمود است
نیاید در مذاقت خوش دوائی
ولی مینوشی از بهر شفائی
بعدالمانع این معنی است مکشوف
از آن خاطر ز خواهش داشت موقوف
نه هرگز در خیال خیر و شر است
نه بند جلب نفع و دفع ضر است
نماید منع از خود میل خود را
بجا از حق شناسد نیک و بد را
ز خود داند بدی گر پیش سیراست
ز حق امری که آید محض خیر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم خیر و شر و نقش حق در زندگی انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که انسان باید از موانع و تمایلات نفسانی خود دوری کند و به درک صحیح از خیر و شر برسد. او اشاره میکند که بسیاری از کارها در نظر ما ممکن است خوب به نظر برسند، اما در واقع ممکن است خیر نیستند و ای بسا در پشتیبانی از خواستههای ما، در نهایت به زیانمان تمام شوند. در نهایت، تاکید میشود که شناخت نیک و بد باید بر اساس حق باشد و نه بر اساس میل و خواستههای شخصی.