بخش ۳۰۷ - العما صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
عما در نزد ارباب تصوف
احدیت بود آن بیتخلف
کسی او را جز او نشناسد آنجا
نباشد هیچ ممکن را حد آنجا
باطلاق وجودش انتسابست
جال ذوالجلالی را حجابست
یکی هم واحدیت را عما گفت
نگویم من ادب را کو خطا گفت
مراد این بوده وین خود ناتمام است
که معنی عما بیشک غمام است
غمام آن بین ارض و آسمانست
خود این معنی بچشم حس عیانست
پس او بین سماء احدیت
بود خود با زمین خلق و کثرت
مساعد نیست این معنی خبر را
که پرسیدند آن فخر بشر را
ز قبل از خلق رب ما کجا بود
نبی فرمود در عین عما بود
پس آن حضرت که باشد واحدیت
عما نبود بود مبدای کثرت
خود آنحضرت که باشد واحدیت
عما نبود بود مبدای کثرت
خود آنحضرت تعین راست لایق
محل کثرت و وضع خلایق
بود مخلوق پس خود هر تعین
نخستین عقل باشد با تمکن
کما قول نبی سلطان ابرار
نباشد در عما از خلق آثار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف مفهوم "عما" در فلسفه تصوف و وحدت وجود میپردازد. در اینجا، "عما" به معنای احدیت و اصل وجود بیان میشود که از آن هیچ چیز و هیچ موجودی مشخص نیست. در این حالت، هیچ حد و مرزی برای موجودات وجود ندارد و وجود حقیقی تنها مختص به خداوند است. نویسنده اشاره میکند که "عما" به عنوان واسطهای میان عالم آسمان و زمین قرار دارد و از آن جاست که کثرت و تفکیک به وجود میآید. همچنین، عما به عنوان نقطه شروع کثرت و موجودات مختلف شناخته میشود. پیامبر نیز در این راستا به این موضوع اشاره کرده که قبل از آفرینش، خداوند در حالت عما بوده است. در نهایت، متن نتیجه میگیرد که وجود مخلوقات و هر تعینی ناشی از وجود آن "عما" است و این مفهوم عمیقتر از صرف وجود خارجی آثار خلق است.