نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۱۴ - عین‌الحیوه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود عین الحیوتت باطن حی

هر آن زان چشمه نوشد جرعه وی

نیابد بر حیاتش ره مماتی

که یابد از حیات حق حیاتی

بود پس زنده هر شیئ بعالم

حیات اوست زین انسان اعظم

چو بر حق زنده هر چیزیست ز اشیاء

که جز او را حیاتی نیست اصلا

هر آدم جلوه‌گاه اسم حی شد

سبب او بر حیات کل شی‌ء شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن به مفهوم حیات و ارتباط آن با وجود الهی اشاره می‌شود. هر موجودی از چشمه حیات الهی جرعه‌ای می‌نوشد و به همین دلیل حیاتش ابدی است و نمی‌تواند به مرگ دچار شود. حیات حقیقی تنها از منبع الهی ناشی می‌شود و همه موجودات با این حیات زنده‌اند. وجود انسان نیز در این زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا او تجلی اسم "حی" است و به عنوان واسطه‌ای برای حیات تمام موجودات عمل می‌کند. به طور کلی، حیات اصلی و واقعی فقط از خداوند نشأت می‌گیرد و هیچ‌چیز دیگری بدون او حیات ندارد.