بخش ۳۲۱ - غیبالمصون و غیبالمکنون صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دگر غیبالمصون و غیب مکنون
عبارت دان ز سر ذات بیچون
نیابد کس بکنه ذات او راه
زکنه او بجز او نیست آگاه
مصون باشد ز استحضار اغیار
دگر مکنون ز ادراکات و ابصار
ز خود بنمود آثار و صفت را
معین کرد حد معرفت را
که بشناسند او را تا بآن حد
و زان پس راه عرفانش بود سد
بود آن حد مقام واحدیت
وزان پس نیست رسم از خلق و خلقت
مگر صوفی که اسرار از کمون گفت
خود آنرا غیب مکنون و مصون گفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به تفسیر بخشهایی از مکتب عرفانی و فلسفی میپردازد. به طور خلاصه، غیبی که در اینجا از آن صحبت میشود شامل دو نوع است: "غیب المصون" که به ذات خداوند اشاره دارد و از دسترس انسانها دور است و "غیب مکنون" که به چیزهایی مربوط میشود که درکشان برای دیگران ممکن نیست. تا زمانی که انسانها به ذات خداوند آگاه نشوند، نمیتوانند به خلوص معرفت برسند. این نصیحت به ما میآموزد که راه شناخت خداوند محدود و مشروط به یافتن آثاری از اوست. مقام واحدیت نیز به عنوان مرز شناخت خداوند معرفی میشود و بعد از آن، دیگر آنچه در عالم خلق وجود دارد فرای بحث و فهم عرفانی است، مگر برای صوفیانی که به ادراک اسرار دنیای مکنون پرداختهاند.