نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۵۵ - الکنز‌المخفی صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود آن کنز مخفی ذات حضرت

که شد تعبیر از غیب هویت

بواطن را خود او بطن الاخیر است

هم او از بطن ذات خود خبیر است

از آنرو ذات خود را خوانده کنزی

که گنج او راز دارائیست رمزی

بمخزن هر چه را باشد بهائی

نهان دارند از بهر غنایی

خود آن گنجی که ذات بی‌نشان بود

در آن درهای سلطانی نهان بود

چو ظاهر شد گهرها زان برون ریخت

لئالی هستی از مخزن فزون ریخت

جهانرا پرز زر معدنی کرد

ز جود خویش اشیاء را غنی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف یک حقیقت عمیق و گنجینه‌ای از معرفت و حقیقت در ذات حضرت الهی می‌پردازد. اشاره دارد که ذات حق، خود به عنوان یک گنج پنهان است و راز و رمز دارایی‌های نهفته را در خود دارد. در این گنجینه، همه چیزهایی که ارزشمند هستند به‌طور مخفی وجود دارند. وقتی این گنجینه به ظهور رسید، ثروت و انوار هستی به خارج از آن سرازیر شد و جهان را پر از جواهرات و اشیای ارزشمند کرد. این بیان نشان‌دهنده‌ی جود و بخشش الهی است که همه چیز را غنی می‌کند.