بخش ۳۵۴ - کلمه الحضره صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کلمه حضرت این خود بیخلاف است
که از قولش دو حرف نون و کافست
کلمه حضرت از بحر ارادت
همانا جنبشی باشد بعادت
کلمه حضرت اینحرف از حق آمد
که از بحر الاراده مشتق آمد
ز حرف کن نه این لفظ است مقصود
که باشد معنی اوباش یا بود
بودآن معنیی کاندر بیانی
کنند ادراک اهل هر زبانی
مراد از آب این باء و الف نیست
بدان مفهوم کل راز آب کان چیست
کلمه پس نه حرف کاف و نونست
که فعل حضرت بیچند و چونست
بود معنی کن ایجاد کونش
اراده بر شئون لون لونش
باینمعنی که خود را خواست ظاهر
رخ اندر آینه آراست ظاهر
اراده پس خود آن آراستن بود
ظهور خویشتن را خواستن بود
اراده یافت صورت کاف و نون شد
کلمه حضرت اظهار از کمون شد
هر آن شیئی که بینی در مکانی
بشرح کاف و نون داد زبانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم کلمه "حضرت" و ارتباط آن با اراده و ایجاد میپردازد. نویسنده بیان میکند که کلمه "حضرت" دارای دو حرف نون و کاف است، اما این تنها جنبه ظاهری آن است. معنی واقعی و عمیق این کلمه ناشی از اراده الهی است که در پس آن نهفته است و از طریق آن، اشیاء و موجودات ظاهر میشوند. نویسنده همچنین اشاره میکند که این کلمه به معنای واقعی به ایجاد و ظهور اشاره دارد و نباید آن را صرفاً به عنوان یک حرف یا واژه ساده در نظر گرفت. اراده خداوند به مانند یک آینه است که خود را در آن میبیند و از طریق آن به ظهور میرسد. به عبارت دیگر، کلمه "حضرت" نماد تجلی و ظهور وجود الهی در عالم است.