بخش ۳۵۹ - الکیمیا صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دهم بازت نشان از کیمیایی
کنی از فقر تا رو برغنائی
قناعت باشد ار دانی تو معیار
که گردد طرح قطمیرش بقنطار
قناعت اکتفا باشد بموجود
گذشتن از خیال شیئ مفقود
از آنرو گفت سلطان صناعت
که کنز بیزوال آمد قناعت
نه پندار اعظم از وی کیمیائی
بدرد فقر از او بهتر دوائی
کند رد یک دم آن گو گرد احمر
براده آهن نفس تو را زر
ببوته امتحان گر تابی اینحرف
جسد را نیست حاجت رنگ شنجرف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان اهمیت قناعت و پرهیز از فقر میپردازد. شاعر تأکید میکند که قناعت معیار واقعی رضایت است و میتواند انسان را از حسرت و آرزوهای دور برای چیزهایی که در دسترس نیستند، رها کند. وی از قناعت به عنوان گنجی پایدار یاد میکند که بهتر از هر ثروت مادی است و میتواند به انسان آرامش بخشد. در این راستا، اشاره میشود که قناعت از فقر بهتر است و به انسان کمک میکند تا به خوشبختی دست یابد. در نهایت، شاعر میگوید که ارزش واقعی انسان در درون اوست و نه در ظواهر بیرونی.