نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۷۴ - لیله القدر صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

کنم از لیله‌القدرت بیانی

که دور از وقت و قدر خود نمانی

بود از بهر سالک لیله‌القدر

تجلی خاصش از حق شد چه درصدر

شناسد سالک از وی قدر خود را

بخود بیند هلال و بدر خود را

بیابد رتبت خود را که منسوب

بنسبت تا چه حد باشد بمحبوب

خود آنوقت ابتدای وصل سالک

بسوی عین جمع است و مبارک

شناسد قدر خود را سالک اینجا

بنفس منظلم شد مالک اینجا

به است این دم ز صد سال و هزارت

که یابی قدر عمر از صول یارت

در این شب شد هلال رهروان بدر

از آن تعبیر شد بر لیله‌القدر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره شب قدر و اهمیت آن برای سالکانی است که در مسیر فارغ از زمان و مقام خود قرار دارند. در این شب، تجلی خاصی از حق به سالک می‌شود که به او کمک می‌کند تا مرتبه و مقام خود را بشناسد. سالک با درک قدر خود، به اتصال و نزدیکی با محبوب می‌رسد و این فرصت را یافته که عمر و مسیر خود را بهتر بشناسد. شب قدر، زمانی است که سالک می‌تواند درخششی مانند هلال و بدر را تجربه کند و از این طریق به معرفت و آگاهی عمیق‌تری دست یابد.