نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۰۸ - المستهلک صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود مستهلک آن فانی بالذات

که باقی زو نماند رسم و عادات

چو در ذات الاحد گردید فانی

نماند ز او نشانی در نهانی

همانا بعد استهلاک اشیاء

بود آنوجه هو باقی و برجا

چو غیری باوجود او نشاید

از آنرو غیر او مستهلک آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این بیت‌ها به مفهوم فنا و بقا در هستی اشاره دارند. شاعر بیان می‌کند که هر چیزی که فانی و زوال‌پذیر است، در ذات خود می‌میرد و هیچ‌گونه نشانی از آن باقی نمی‌ماند. در حالی که وجود حقیقی و بیکران تنها در خداوند وجود دارد و پس از نابودی اشیاء، تنها وجه باقی و پایدار خداوند است. از این رو، سایر موجودات در مقایسه با او همواره فانی و زوال‌پذیرند.