بخش ۴۴۳ - النفس صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نفس گویند ترویح قلوبست
بامداد لطایف کز غیوب است
نفسها مر محبی راست مطلوب
که باشد در تنفس انس محبوب
بر این مخصوص باشند اهل انفاس
دم آدم بود غیر از دم ناس
نه هر جنبندهئی صاحب نفس شد
کسی قدر نفس داند که کس شد
کسی قدر نفس داند که شبها
کشیده در فراقی رنج و تبها
کسی قدر نفس داند که حالی
رسیده بعد هجران بر وصالی
کسی کو صرف وقتی کرد هم را
شناسد قدر وقت و قدر دم را
کسی را میتوان صاحب نفس گفت
که در عشق بتی ترک هوس گفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره اهمیت نفس و نفسکشیدن است. شاعر بیان میکند که نفس به نوعی روح و حیات است و مخصوصاً برای اهل عشق و محبت دارای ارزش والایی است. او میگوید کسی که رنج فراق را تجربه کرده و به وصال رسیده، به درستی قدر نفس و زمان را میداند. همچنین، کسی که در عشق حقیقی دست به ترک هوس میزند نیز سزاوار لقب صاحب نفس است. در کل، متن بر ارزش و اهمیت وجودی نفس و عشق تاکید دارد.