بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهد صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دگر آنسر که از حرص است و از آز
نشانی گویمت در قطع آن باز
تو را گفتیم کز تیغ قناعت
شود قطع آن گرت هست این صناعت
نشانش این بود کاشیاء موجود
که آن از قدر لازم بیشتر بود
دهی بر مستحقان بی مناعت
کنی بر آنچه میکردی قناعت
بدانی کین تو را هست امتحانی
نباشد هیچ از آنت امتنانی
و گر یک حبه شد بروی زیارت
بگردد رفته رفته عیش و عادت
رسد جائی که اقلیمش کم آید
بهم این اژدها را کی فم آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره حرص و آز انسان و راه رسیدن به قناعت صحبت میکند. شاعر به ما میگوید که باید از تمایل به زیادخواهی و داشتن بیشتر پرهیز کنیم و به قناعت روی آوریم. او اشاره میکند که داشتن چیزهایی که به ما نیاز است، کافی است و در این راه باید به مستحقان کمک کنیم. این همچنین آزمایشی از سوی خداوند است که نشان میدهد هیچ چیز از داراییهای ما نباید باعث احساس برتری شود. در نهایت، قناعت و رفتار درست در زندگی میتواند به خوشبختی و آرامش بیشتری منجر شود.