بخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاء صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ازین بهتر تو را گویم نشانی
که باشد در ریا نیک امتحانی
نظر کن در خیال فاطن خود
بیایی چیزی ار در باطن خود
که نتوانی نمود اظهار آن را
بگیر از جزء و کل معیار آنرا
بقدر آن ریا میدان که باقیست
اگر جیزی نباشد دان ریانیست
اگر چیزی در آن نبود مخالف
ز کشفش هم نباشد مرد خائف
ابائی نیست گر نبود خلافی
چه باک از امتحانت گر تو صافی
اگر پاکی بریز انبان خود را
عیان کن شیوه پنهان خود را
دغلهائی که داری نه بیکسو
دوروئیها که هستت کن بیکرو
چو دیدی نیست دیگر هیچ چیزی
که ترس زان اگر بیند عزیزی
ز تشویش ریا جانت خلاص است
چنین خالص شدن خاص خواص است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به مفهوم ریا و پاکی درون میپردازد. او میگوید که برای آزمودن اخلاص خود باید به درون نگاه کند و بفهمد که آیا چیزهایی که در باطن دارد، قابل بیان هستند یا نه. اگر چیزی در دل او نباشد، پس نباید از خود ترسی داشته باشد. او به خواننده توصیه میکند که دغل و دورویی را کنار بگذارد و به پاکی و صداقت درون خود بپردازد، زیرا این خالص شدن خاص افراد خاصی است. در نهایت، خودآگاهی و صداقت میتواند فرد را از تشویش ریا نجات دهد.