نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۵۹ - کلام آخر صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز نفست گر شد این سرها ربوده

نماند در تو وصفی ناستوده

چو این اوصاف سبعه جمله اصلند

بر آینها سایر اوصاف وصلند

مثال کینه و ظلم و عداوت

که آنها بر غضب دارند نسبت

بدینسان سایر اوصاف دیگر

فروعاتند و می‌رویند از سر

بهر جا نسبت هر یک عیانست

نپندارم که محتاج بیان است

اگر یکوصف جائی جلوه‌گر هست

ز خوب و بد ز باقی هم اثر هست

خصال بد ولیکن جز عرض نیست

نه چون خق نکو عینی و ذاتی است

یکی نفس تو چون اماره آید

بدیها جمله زان پتاره آید

و گر لوامه شد از قلب نوری

بر او تابد کزو یا حضوری

باندازه تنبه کانتقالش

دهد از نوم غفلت وز ضلالش

مردد در میان نور و ظلمت

که کون حق و خلق است آن بنسبت

کند گاهی طلب از توبه مفتاح

گشاید بلکه‌یابی بهر اصلاح

از آن حیثی که سجینی صفاتست

همه میلش بسوی سینات است

وزان وجهی که علیین اساس است

تدارک را مهیا بر حواس است

ازو ظاهر شد ار وقتی قباحت

کند خود را ملامت زان وقاحت

دگر تا نفس را معیار چبود

کمال و فهم و استحضار چبود

اگر پس جاهلی بر کس عطائی

کند بر وی مگو بود این ریائی

که سازی از نوا دادن ملولش

کجا داند ریا نفس جهولش

بود تکلیف هر کس قدر فهمش

باستعداد هم حق داده سهمش

عطای او بمحض خود نمائی است

دگر مشعر بر اخلاص و ریانیست

شود ور نفس یکجا مطمئنه

یقینش فارغ از وهم و مظنه

ز اخلاق ذمیمه خلع و معذور

باوصاف حمیده جمع و معمور

توجه جمله باشد سوی قلبش

که بر خود روح قدسی کرده جلبش

کند تشییع قلب اندر ترقی

سوی اقلیم قدس و کون حقی

دو اسبه تازد او تا مالک الله

تو گورو دست مولایت بهمراه

صفی هم هست چشمش در رهی باز

تو دانی ایکه دانایی بهر راز

تو می‌دانی که علام الغیوبی

پناه و خالق هر زشت و خوبی

دعا ما بین رب و عبد غیر است

بهر حالم تو داری باز خیر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

متن اشاره به ارتباط بین نفس انسان و صفات آن دارد. در واقع، صفات خوب و بد انسان از نفس او ناشی می‌شوند و هر یک به نحوی بر زندگی او تأثیر می‌گذارند. وقتی نفس در حالت خوب و نورانی باشد، صفات نیکو ظهور پیدا می‌کنند و برعکس، اگر نفس در حالت بد و غافل باشد، صفات منفی او نمایان می‌شود. همچنین، وجود صفات بد به معنای عاری بودن از وجود ذات خوب نیست، بلکه این صفات به طور عرضی وجود دارند. نویسنده به اهمیت توبه و تلاش برای اصلاح نفس اشاره می‌کند و می‌گوید که انسان باید خود را از شرارت‌ها و رذایل اخلاقی پاک کند تا به مقام کمال و فهم برسد. در این مسیر، فهم و استعداد هر فرد نقش دارند و انسان باید همواره خود را در معرض نور و حقیقت قرار دهد. همچنین، تغییر و تحول در صفات انسان بستگی به توجه و اراده او دارد و او باید به سمت صفات حمیده حرکت کند. در نهایت، توجه به قلب و روح قدسی در پیشرفت روحی بسیار مؤثر است و دعا و نیت خالص همواره راهگشا خواهد بود.