نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۶۳ - القناعه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قناعت باز ضد حرص و آزاست

ز خلقان مرد قانع بی‌نیاز است

قناعت را مده از کف که این باد

کند از عادیان فتنه بنیاد

بسختیها بیفزا بر قناعت

بچشم خصم کن خار از مجاعت

تو هر اندیشه در این پیشه کن گرد

شد استاد آنکه او را گشت شاگرد

ز حرص است آنچه داری بیحفاظی

قناعت کن تو بر وجه تراضی

مگر زین کیمیا خاکت شود زر

به این آبت ز دریاهای گوهر

قناعت منبع هر خلق نیک است

خوشا جانی که با این نان شریکست

تضرع را قناعت گردد اسباب

خمش نار قساوت گشت ازین آب

زهی چشمی که دایم اشکبار است

خوشا قلبی که آن رقت شعار است

قناعت شکر منعم را نشان است

حریص از ناسپاسی تیره جانست

یقین و عزم و توحید و توکل

رضا و حزم و تسلیم و توسل

بود این جمله را مبنا قناعت

چنان کز حلم ظاهر شد شجاعت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

قناعت برعکس حرص و آز است و فرد قانع از دیگران بی‌نیاز و راضی به زندگی خود است. نمی‌توان قناعت را از دست داد، زیرا ممکن است باعث اختلاف و فتنه شود. قناعت با وجود سختی‌ها باید تقویت شود و افراد باید به جای حرص و آز، روی به قناعت آورند که این روش، توانایی و ارزش خود را نشان می‌دهد. قناعت منبع خوبی‌هاست و به انسان آرامش و رضایت می‌بخشد. افرادی که قناعت می‌کنند، همیشه در زندگی خود شکرگزار و راضی هستند، در حالی که حریصان به بی‌قراری و تیره‌روزی دچار می‌شوند. در نهایت، ویژگی‌های مثبتی چون یقین، توکل و حزم، همه به قناعت وابسته‌اند و انسان قانع، همواره شجاع و باوقار است.