نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۷۷ - نهایه السفر الثالث صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نهایت را چه در سیم سفر بد

ز ضدینت مگر سلب تقید

که آن ضدین ظاهر بود و باطن

زوال قید از آنت بس معاین

تو را جمع‌الاحد گر حاصل آید

زوال قید ضدین از تو شاید

بوجهی کز ظهور و از بطونت

برد جمع‌الاحد یکجا برونت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به مفهوم نهایت و مسیری که در سفر به سوی آن وجود دارد، اشاره می‌کند. او می‌گوید که برای رسیدن به نهایت، باید از محدودیت‌های ظاهری و باطنی خود ر‌ها شد. این محدودیت‌ها به نوعی مانع از دستیابی به حقیقت و جمع‌کردن همه‌ی وجود در یک نقطه می‌شوند. اگر بتوانی این قید و بندها را کنار بزنی، ممکن است به جمع‌الاحد، که به معنای وحدت و یگانگی است، دست یابی. در نتیجه، شاعر بر اهمیت رهایی از ضدین و دوگانگی تأکید می‌کند تا به حقیقت نهایی برسیم.