نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۷۳ - النکاح الساری فی جمیع الذراری صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شنو باز ازنکاخی کوست ساری

ز حیث اصطلاح اندر ذراری

شد آن ار رتبه حبی عبارت

که شد در «کنت کنز» از وی اشارت

ز حبی کو عیان بر ذات خود داشت

بنای جلوه در مرآت خود داشت

خود از «احببت أن أعرف» عیانست

که عنوان ظهورش ازنهانست

عیان زان حب ذاتی از خفا شد

بیان «احببت أن اعرف» بجا شد

خود این معنی اگر فهمی عبارت

ز سبق ذاتی آمد استعارت

از آن وصلت بود بین خفایش

دگر بین ظهور و جلوه‌هایش

خود این وصلت نکاحی گشت ساری

بتفصیلات در کل ذراری

چو وحدت مقتضی شد کز کمونش

بحبی سازد اظهار شئونش

بر تبت ساری‌اندر کثرت آمد

و زان اندر ذراری وصلت آمد

اشارت «کنت کنز» از وحدت اوست

هم «اعرف» در ذراری وصلت اوست

تو گو اجمالی کلی یافت تفصیل

و زان وصلت مراتب یافت تکمیل

بحیثی کز ظهور اتصالی

ز خود یک شیئی را نگذاشت خالی

نخستین وصلت از غیب هویت

بود اندر مقام واحدیت

وزاو اندر مراتب گشت جاری

هویت این بود در جمله ساری

بهر جائی بنوعی یافت صورت

ز وحدت حافظ او بر شمل کثرت

بنسبت جمله در اسماء و اکوان

بود وضع نکاح ساری اینسان

بهم باشند یعنی جمله مربوط

بهم دارند حب و وصل مضبوط

زمین و آسمان همچو دو دلبر

چنین دارند وصلی نیز در خور

بهر معنی کنی فرض این مسلم

بود در کل موجودات عالم

بدور این زمین گردد سموات

چو عاشق دو ریارش در مقامات

زمین هم فعل او را سخت قابل

خلایق ز امتزاج این دو حاصل

توان از سیر افلاک و عناصر

نمود اشیاءء کلی را تصور

ز شیئیت نتیجه باز در کون

بجزئی شد هویدا لون در لون

چنین دان جمله موجودات عالم

ز جزء و کل و فوق و تحت فافهم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توضیح مفهوم عشق و اتحاد میان موجودات می‌پردازد. نویسنده از "نکاح" به عنوان نمونه‌ای از ارتباطات در عالم یاد می‌کند و بیان می‌دارد که هر موجودی، به نوعی با موجودات دیگر در ارتباط است. این ارتباطات، ناشی از عشق و محبت ذاتی است که در هستی نهفته است. نویسنده همچنین اشاره می‌کند که عشق به ذات و اتحاد میان ازل و ابد باعث ظهور و بروز در کثرت می‌شود. به عبارت دیگر، وحدت در پس کثرت نهفته است و این نکاح و پیوند بین موجودات به نوعی در تمامی عالم ساری و جاری است. در نهایت، نویسنده به این نتیجه می‌رسد که موجودات در یکدیگر تاثیری عمیق دارند و هرکدام به نوعی در کنار یکدیگر وجود دارند و به صورت وحدتی یکپارچه شناخته می‌شوند که در آن عشق و وصلی عمیق احساس می‌شود.