بخش ۴۷۸ - نهایه السفر الرابع صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
تو را رابع سفر چبود نهایت
رجوع از حق بخلق است آن لغایت
خود اضمحلال خلق آن در حق آمد
مقید مضمحل در مطلق آمد
ببیند عین وحدت تامشاهد
یکی در صورت کثرت بلاضد
دگر هم صورت کثرت برجعت
موحد بیند اندر عین وحدت
مرا یا در سرائی بیعدد شد
عیان یک زین کرور روالف و صد شد
مکمل کو ز چشم بیرمد دید
هم او آئینه هم وجه الاحد دید
نماند بیخبر از جمع و فرقش
ببیند گاه شمس و گاه برقش
شناسد ازکمال اعتدالش
بجائی بدر و در جائی هلالش
هلالش را مبین کم، کین قصور است
چه نورش بالتوالی در ظهور است
بهر جا نور او بیقرب و بعد است
مساوی با ظهورش قبل و بعد است
مگو جائی که جا هم غیر او نیست
بحیطه او مجال گفتگو نیست
نه هم جز نطق و سمعش نطق و سمعی
به هم جز فرق و جمعش فرق و جمعش فرق و جمعی
یکی نور است و ضوئش بالتوالی
کشیده هم بدانی هم بعالی
خود این دون و علو هم وصف نسبی است
و گرنه با وجودش هستییی نیست
بود اول سفر پس رفع کثرت
دویم در سیر اعیان رفع وحدت
سیم آزادی از تقیید ضدین
چهارم رتبها دیدن بیک عین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی مفهوم وحدت و کثرت در هستی و رابطه بین حق و خلق میپردازد. در اینجا، سفر روح از مراحل مختلفی تشکیل شده که در نهایت به درک عمیقتری از وحدت میانجامد. 1. **نخستین مرحله**: بازگشت از حق به خلق، که بیانگر جدایی خلق از حقیقت است. 2. **دومین مرحله**: نگرش به وحدت در میان کثرت؛ یعنی دیده شدن حقیقت در شکلهای مختلفی که علیه یکدیگر نیستند. 3. **سومین مرحله**: درک آزادگی از دوگانگیها و تقیدها، به طوری که فرد قادر به دیدن حقیقت بدون تمایز بین موجودات مختلف باشد. 4. **چهارمین مرحله**: نگریستن به حقیقت به عنوان یک عین، که همه چیز را در یک جا جمع میکند. در نهایت، این سفر به درک عمیقتری از رابطه بین کثرت و وحدت میانجامد و به بیننده اجازه میدهد تا به حقیقت مطلق دست یابد. این متن به نوعی معنا و تعالی وجود را در این چهار مرحله توضیح میدهد.