بخش ۴۸۸ - الوجود صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ز معنای وجود آرم سند را
که وجدان حقست آن ذات خود را
بذات خویش خود را محض خود یافت
بصرف ذت خود را هر چه بد یافت
از آن خوانند ارباب شهودش
خود این را حضرت جمع و وجودش
چو او خود را ذات خویشتن یافت
بجمع خویش دور از انجمن یافت
مراد از انجمن اینجا صفات است
که لازم حضرت او را بذاتست
از آن دانیم اندر صرف ذاتش
منزه ز اعتبارات صفاتش
در آنجا نه صفت نه اسم گنجد
نه در معنای عقلی جسم گنجد
خود اینهم محض مفهومست و ادراک
وگر نه او بود ز ادراکها پاک
چه نسبت قطره را با بحر عمان
چه نسبت ذره را با مهر تابان
غرض وجدان او خود را وجود است
هر آن موجودی از بودش نمود است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره مفهوم وجود و خودشناسی است. نویسنده اشاره میکند که انسان باید به ذات خود پی ببرد و از طریق این شناحت، به حقیقت وجود خود نزدیک شود. او میگوید که در شناخت خود، انسان باید از صفات و معیارهای دیگر فاصله بگیرد و به صرف ذات خود توجه کند، چرا که ذات خالص انسان در هیچ یک از صفات و ادراکات گنجانده نمیشود. همچنین، نشان میدهد که تفاوتهای موجود در عالم، مانند قطره و دریا، نمیتوانند اصل وجود را توجیه کنند. در نهایت، تأکید بر این است که هر موجودی متاثر از وجود اصلی خود است.