نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۸۷ - الوتر صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود وترت اشارت باز بر ذات

بعنوان سقوط اعتبارات

احد را سوی شیئی نسبتی نیست

باو هم نسبت هر شیئ منفی است

در این حضرت ز شیئی اعتباری

نباشد برخلاف شفع آری

چو باشد شفع را اندر تمکن

ز اسمائی و اعیانی تعین

از این معنی بوجه استعارت

بشفع و وتر فرماید اشارت

عبارت شفع از اعیان و اسماست

اشارت وتر بر ذات مسماست

ز شفعش نور وصفی آشکار است

ز و ترس سر ذاتی برقرار است

ز شفع احببت ان اعرف بجا گفت

ز وتر از کنت کنزش رازها گفت

خوداین از فهم اهل حسن نهانست

کسی فهمد نکو کاسرار دانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفاهیم عرفانی و فلسفی در مورد روابط اشیاء و ذات اشاره دارد. در ابتدا، به این نکته پرداخته می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند مستقل از دیگری وجود داشته باشد و تمامی نسبت‌ها منفی و وابسته به یکدیگرند. سپس از مفهوم "شفع" و "وتر" به عنوان نمادهایی از خواص و ذاتیات یاد می‌شود. "شفع" به معنای ویژگی‌های موجودات و "وتر" به معنای ذات حقیقی است. در نهایت، به این نکته اشاره می‌شود که درک واقعی این مفاهیم تنها برای اهل معرفت و کسانی که به جستجوی حقایق عمیق‌تر نپرداخته‌اند، ممکن است. این متن روشن‌کنندهٔ روابط پیچیدهٔ میان موجودات و نقش آنها در فهم عمیق‌تر از وجود و ذات است.