نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۹۱ - وجه‌الحق صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زوجه‌الحق اگر پرسی که آن چیست

قوم شیئی جز بر وجه حق نیست

باو شاهد بود شیئیت شیئی

چنان کز شمس شاهد رؤیت فیئ

«تولوا اینما» بی‌اشتباهست

که هر سوروکنی وجه اله است

چو عین حق مقیم کل اشیاءست

بهر وجهی که بینی او هویداست

هر آنکو وجه قیومیتش دید

در اشیاء هم بوجهش یافت توحید

بهر سور کند وجه الله آنسوست

مگر آنسو که روی و سو همه اوست

در این معنی مجال لفظ تنگ است

شنا در بحر دستور نهنگ است

بصیرت هر که در قلبش تمام است

نکوداند که وجه حق کدام است

در اشیاءگر بینی وجه حق را

بشوئی از سواد و خط ورق را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به پرسش درباره‌ی مفهوم "وجه حق" می‌پردازد و بیان می‌کند که تمامی موجودات و اشیاء تجلیات خداوند هستند. شاعر تأکید می‌کند که هر نقطه‌ای از کائنات در حقیقت، وِجهه‌ای از خدا را نمایان می‌سازد و همه‌جا همان "وجه الله" است. همچنین اشاره می‌کند که درک این مفهوم عمیق نیازمند بصیرت و درک قلبی است و الفاظ نمی‌توانند به طور کامل آن را توضیح دهند. در نهایت، اگر کسی بتواند "وجه حق" را در اشیاء ببیند، می‌تواند از ظلمت و نقص ورق‌ها رها شود.