بخش ۴۹۳ - ذکر القلب صفی علیشاه
صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهر وصفی که باشد زنده هر شیئ
در او دارد تجلی اسم الحی
کنی گر نقش قلب این نام نیکو
ز گلزار حیات حق بری بو
در آن حبس نفس شرطیست وارد
دگر ضبط حواس و هم واحد
هم اینسان ذکر سر و ذکر اعلی
ولی با فکر کان شرطیست اجلی
دگر ذکری که باشد نفی و اثبات
بذات اشیاءست زان منفی بالذات
طریق نقش هر یک را بتفصیل
ز صاحب سینه جو بهر تکمیل
که بر تلقین اذکار است مأمور
اگر مأمور نبود نیست دستور
اگر مأمور نبود او بذکرش
بدل ثابت نگردد هیچ فکرش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان رابطه میان حیات و یاد خدا پرداخته و نیکویی نام «حی» را در زندگی هر چیز مطرح میکند. یادآوری میکند که در تاریکی نفس و تمرکز حواس، یاد خدا میتواند آرامش و وحدت بیاورد. همچنین به تفاوت بین ذکرهای مختلف و نقش تأمل و تدبر در آنها اشاره میکند، و اهمیت تلقین و دستور ذکر را در خریداری به کمال یادآور میشود. در نهایت، یادآوری میکند که بدون تلقین و یاد خدا، فکر انسان بیفایده خواهد بود.