نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۱۳ - الهو صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود هو اعتبار از ذات حضرت

ز حیث اختفا و فقد غیبت

از آن وضع نفس مانند هوشد

که روح اندر تن از پیوند هوشد

تو را هستی دلیل تام ذات است

نفس هم دمبدم پیغام ذاتست

ز نام خود فرستد بر تو پیغام

که یادآور ز جود صاحب اکرام

تصور کن تو کی ذی روح بودی

کجا بودت نمودی یا که بودی

تو را حق در وجود آورد و شئی کرد

بهار این گلشنت را بعد دی کرد

غنای حق و فقر خود بیاد آر

ز نام هو که دارد در تو تکرار

ودیعه هستی است این داری ار هوش

کجا آدم کند ایندم فراموش

غرض هو رتبه غیب‌الغیوبست

نفس نقش وی از بهر وجوبست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم وجود و رابطه انسان با ذات خداوند می‌پردازد. در ابتدا به اعتبار و وجود الهی اشاره می‌شود که از مد نظر غیبت و پنهان بودن ناشی می‌شود. سپس بیان می‌شود که روح انسان در پیوند با خداوند قرار دارد و وجود انسان نشانه‌ای از ذات الهی است. نفس انسانی به‌طور مداوم پیغام‌هایی از خداوند دریافت می‌کند که او را به یاد جود و رحمت الهی می‌اندازد. در ادامه، به خلقت انسان و نقش او در جهان و همچنین غنای الهی و فقر انسانی اشاره می‌شود. در نهایت، تأکید می‌شود که انسان نباید درک خود را از خداوند و نقش او در هستی فراموش کند، زیرا خداوند غیب الغیوب است و وجود انسان نیز از این ذات نشأت می‌گیرد.