نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۴ - الحکمه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود خود حکمت معلوم لایق

همان علمت باشیاء و حقایق

باشیاء و خواص و وصف و احکام

خود این را گفت عارف حکمت نام

بر آن باشد نظام کون مضبوط

سببها بر مسببهاست مربوط

بود حکمت ازین آگاه بودن

عمل بر مقتضای آن نمودن

بنطق حکمتی دادند رخصت

که اندر علم شرعست و طریقت

ز نقط حکمتی گشتند ساکت

که اسرار حقیقت زوست ثابت

عوام از فهم آن باشند معذور

ز فهم عالم رسمیست هم دور

بنزد جاهل از حکمت مزن دم

ز حکمتها خود این باشد یکی هم

بود آن حکمت مجهوله کاصلا

بخاص و عام وجهش نیست پیدا

ز جزئیات ایجاد است و احوال

چو قتل انبیا و موت اطفال

بود هم حکمت جامع که یکدم

بیارد عارف از تحصیل او کم

بود آنمعرفت بر حق و باطل

پس آنگه باشد ار توفیق شامل

عمل کردن بحق بی‌اضطرابی

ز باطل هم نمودن اجتنابی

نه هر کس مطلبی خواند حکیم است

حکیم اندر طریقت مستقیم است

حکیم بیعمل همچو حمار است

که اسفار کتب را زیر بار است

چو درویشی که بی‌کردار و خدمت

کفایت کرده بر اسم طریقیت

نباشد هیچ در فقرش فروغی

مگر بندد بدرویشان دروغی

نکو علمیست حکمت گر حجابت

نگردد از ارادت و ز ایابت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره حکمت و علم در طریقت و عرفان صحبت می‌کند. حکمت به عنوان دانشی شناخته می‌شود که مرتبط با حقیقت و واقعیت‌ها است و به فهم عمیق‌تری از وجود و قوانین آن اشاره دارد. عارفان بر این باورند که حکمت به معنای بهره‌برداری از علم و عمل مناسب است و تنها دانستن کافی نیست، بلکه باید بر اساس آن عمل کرد. نویسنده به تفاوت افراد با درک‌های مختلف اشاره می‌کند و می‌گوید که عوام و جاهلان قادر به درک عمیق حکمت نیستند. عمل به حکمت و شناخت حق و باطل از ضروریات است، و حکیم واقعی کسی است که در عمل هم راستا با دانسته‌هایش باشد. در نهایت، حکمت واقعی باید با عمل و خدمت همراه باشد تا تأثیرگذار و ارزشمند گردد.