نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۱ - الخلوه صفی علیشاه

صفی علیشاه / بحرالحقایق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بود خلوت ترا با حق تکلم

بسر خویش در عین تنعم

باو گفتن حدیث و زو شنیدن

جز او در جهر و سر خود ندیدن

در اینحال انجمن هم خلوت تست

جز اینخلوت دلیل نخوت تست

نه آنخلوت بود کز خلق خاطر

بود پر، لیک خالی خانه و در

چنین خلوت نشان اهل قال است

که در تدبیر اخذ ملک و مال است

مراد عارف این باشد ز خلوت

که یابد خلوت صوری حقیقت

در آن خلوت که با حق کرد حاصل

نگردد غیر آنجا هیچ داخل

و را خلوت مقامی گشت و حالی

در آنجا نیست غیریرا مجالی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره خلوتی است که شخص به حق و حقیقت می‌رسد. در خلوت واقعی، انسان با خود و خداوند مواجه می‌شود و در این حالت، هیچ چیز جز حقیقت وجود ندارد. این نوع خلوت از دیگر انواع خلوت‌ها که فقط ظاهری و اجتماعی هستند، متفاوت است. در خلوت حقیقی، شخص از دنیا جدا می‌شود و تنها به ذات خداوند توجه می‌کند، در حالی که در خلوت‌های ظاهری تنها به جمع‌گرایی و مال و دنیا پرداخته می‌شود. بنابراین، هدف از خلوت در این مفهوم، رسیدن به معرفت و حقیقت است و در چنین حالتی، هیچ فضایی برای غیر از حق باقی نمی‌ماند.