شمارهٔ ۱۸ صفی علیشاه
صفی علیشاه / متفرقات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
پیش رؤیت جای ذکر آفتاب و ماه نیست
کاین دو را در خرمن حسن تو قدر کاه نیست
دل در آن گیسو شدی چون گفتمش وقتی در آی
گفت موئی تا که بر خود جنبم اینجا راه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تضاد زیباییهای آفتاب و ماه با زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر میگوید که پیش از دیدن معشوق، هیچیک از زیباییهای طبیعی قابل ذکر نیستند و ارزش کاه را دارند. همچنین دل شاعر به خاطر زیباییهای معشوق، گرفتار گیسوی او شده است و وقتی از او دعوت به ورود میکند، معشوق به شوخی جواب میدهد که تا زمانی که موهایش نجنبد، راهی برای ورود به آنجا وجود ندارد. در کل، شعر به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و حالتهای عاشقانه شاعر را منعکس میکند.