شمارهٔ ۱۹ صفی علیشاه
صفی علیشاه / متفرقات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گرهی تا زخم زلف بتی وانکنی
دست از جان نکشی ترک تمنا نکنی
زرد رو داردت این چرخ سیه کار کبود
بقدح با صنمی تا می حمرا نکنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره میکند و میگوید تا زمانی که نتوانی زخم زلف او را باز کنی و از عشق او دست نکشی، نباید دلگیر باشی. همچنین، نشان میدهد که زندگی و دنیا ممکن است مشکلات و ناامیدیهایی داشته باشد، اما با عشق و همراهی، میتوان این مشکلات را فراموش کرد. در نهایت، به لذتهای زندگی مانند نوشیدن شراب و همراهی با دوست نیز اشاره میکند.