نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ صفی علیشاه

صفی علیشاه / متفرقات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عدد صدراعظم ار خواهی

هست بی‌شک هزار و سیصد و پنج

نود و یک پس از هزار و دویست

عدد نام اوست در فرهنج

صدراعظم شد اندرین تاریخ

آنکه ویرانه‌ها از او شد گنج

چون فزائی براین عدد ده و چار

صدراعظم شود به فکر بسنج

یعنی از لطف چارده معصوم

یافت این منصب نکو بیرنج

چشم بختش نبیند از ایام

جز بگیسوی بار پیچ و شکنج

هر دو خصم افکنند و میدان تاز

فارس رزم و مهره شطرنج

لیک آن غازی است و این بازی

آن بود معجز این بود نیرنج

اختصاصش ز هر کسی است چنانک

ذوق عشق از خمار بذرالبنج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی مقام صدراعظم می‌پردازد و عدد ۱۳۵۹ را به عنوان سال صدارت او ذکر می‌کند. وی از ویژگی‌های صدراعظم و دستاوردهایش صحبت می‌کند که پس از ویرانی، کشتزارهای جدیدی به وجود آورده است. شاعر به ارتباط بین شماری از معصومان و موفقیت صدراعظم اشاره می‌کند و او را در میدان‌های جنگ و شطرنج به عنوان یک مبارز و استراتژیست معرفی می‌کند. به طور کلی، شعر تحسین‌برانگیز از قیام و مهارت‌های صدراعظم در تاریخ را به تصویر می‌کشد و از او به عنوان یک شخصیت منحصر به فرد یاد می‌کند.