نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

ای ازلی ذات از عیوب مبرا

ای ز صفات تو هستی آمده پیدا

بهر ظهور کمال نور صفاتت

کرده کمال ظهور در همه اشیا

کی تو نهان بودهٔی زدیده که باشد

از در و دیوار جلوهٔ تو هویدا

جز تو که از چوب میوه‌ها بنماید

جز تو که آرد ز خاک لاله حمرا

بر سر هر شاخ گل بطرف گلستان

مرغ نباشد مگر بذکر تو گویا

از تو عیان حسن و عشق هر دو که هستی

صانع زلف مسلسل و دل شیدا

از پی زینت فزائی چمن حسن

آوری از چشم مست نرگس شهلا

بار خدایا تویی که ذکر تو گویند

در همه دیر و حرم کنشت و کلیسا

در طرق اعتقاد سوی تو پویند

جمله یهود و مجوس و مسلم و ترسا

از تو بهر دل که نور معرفتی تافت

دم نتواند زدن دگر ز من و ما

وصف تو را نی همین صغیر نه در خور

مانده در این ره بجا چه پیر و چه برنا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش خداوند و نعمت‌های او پرداخته است. شاعر به زیبایی و کمال صفات الهی اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که همه‌چیز در دنیا نشانه‌ای از وجود و جمال خداوند است. او از نهان بودن خداوند در ذهن و دنیای مادی می‌گوید و بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ چیزی نمی‌تواند غیر از او زیبایی و حقیقت را به نمایش بگذارد. همچنین اشاره می‌کند که هر مخلوقی، از یهودی و مسلمان گرفته تا مسیحی و زرتشتی، در جستجوی خداوند است و حمد و ذکر او در همه جا وجود دارد. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که وصف خداوند به قدری عظیم است که حتی انسان‌های پیر و جوان نیز نمی‌توانند آن را به طور کامل درک کنند.