شمارهٔ ۱۰۵ صغیر اصفهانی
صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خواهم ای شوخ ببوسم همهٔ اعضایت
گه ز پا تا به سر و گاه ز سر تا پایت
حیلت انگیخته ام بلکه دو نوبت افتد
نوبت بوسه به لعل لب شکر خایت
رونق قند برد قیمت شکر شکند
این حلاوت که بود در لب جان افزایت
عاشقان گر بتو آرند هجوم این نه عجب
مگسانند که آیند پی حلوایت
از که آموختی این شیوه که از غایت ناز
نیست جز درد دل و در دیدهٔ عاشق جایت
کج نهادن کله و زلف بپا افکندن
راستی طرفه قبائی شده بر بالایت
جویها هر طرف از دیده نمایم جاری
آیدم چون بنظر سرو قد رعنایت
سر سیر چمنم نیست بدور رخ تو
چیست گل پیش گل روی چمن آرایت
بیکی بوسهٔ جانان سر و جان ده چو صغیر
خواهی ار سود دو عالم بری از سودایت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به توصیف زیبایی محبوبش میپردازد و بیان میکند که چگونه از او لذت میبرد. او میخواهد همه اعضای بدن محبوب را ببوسد و بر زیبایی لبهای شکرین او تأکید میکند. شاعر با اشاره به اینکه عشق و زیبایی او بینظیر است، میگوید که هیچ کس نمیتواند نسبت به جذابیت او بیتفاوت باشد. او نکات ریزی از ناز و دلفریبی محبوب را به تصویر میکشد و در نهایت تأکید میکند که در عشق، یک بوسه از محبوب میتواند جان او را سیراب کند.