نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ صغیر اصفهانی

صغیر اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوش میگذرد آنکه مرا روح روانست

واندر پی او از تن من روح روانست

موئیست میانش که از آن هیچ نشان نیست

جز لاغری من که در آن موی میانست

تا دیده ام آن لعل لب و قامت و رخسار

کی در نظرم کوثر و طوبی و جنانست

چشمش همه تیر مژه پیوسته بر ابرو

این ترک سیه مست عجب سخت کمانست

تنها نه مرا کرده پریشان سر زلفش

آشفته آن طره دل خلق جهانست

دست از سر و جان شو بره عشق که این راه

اول قدمش پای زدن بر سر جانست

در بادیهٔ عشق بزن خیمه صغیر!

کانجا نه دگر صحبت کون و نه مکانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و تاثیر عمیق آن بر روح و جسم انسان است. شاعر بیان می‌کند که خوشی واقعی در پی عشق و زیبایی معشوق است. او به زیبایی‌ها و جذابیت‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که این زیبایی‌ها برایش بهشت را تداعی می‌کند. همچنین به تاثیر عشق بر زندگی افراد و همچنین پیچیدگی‌های آن اشاره می‌کند و به معرفی "راه عشق" می‌پردازد که تنها با فدا کردن خود و دل سپردن به معشوق ممکن است. در نهایت، شاعران روحانی بودن عشق را تأکید می‌کنند و بیان می‌کنند که در این مسیر، مکان و زمان معنایی ندارند.